لژیون مسافر سعید نمکی (شعبه ارتش)
مشاوره و پذیرش:9صبح الی 17همه روزه بجز یکشنبه ها،آدرس:میدان ارتش روبروی رستوران اقدسیه پلاک9 
قالب وبلاگ

به زودی و پس از ماه مبارک رمضان از کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» نوشته مهندس رونمائی خواهد شد. به همین مناسبت یادداشت بیل ویلیام وایت در باب این کتاب را در ادامه مطلب خواهیم خواند. بخشی از این مطلب در پشت جلد کتاب «عشق» به چاپ خواهد رسید.

به زودی و پس از ماه مبارک رمضان از کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» نوشته مهندس رونمائی خواهد شد. به همین مناسبت یادداشت بیل ویلیام وایت در باب این کتاب را در ادامه مطلب خواهیم خواند. بخشی از این مطلب در پشت جلد کتاب «عشق» به چاپ خواهد رسید.

اعتیاد پدیده بادوامی است که از تمامی مرزهای ملی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی، نژادی، جنسیتی و سنی عبور می‌کند.

در تاریخچه راهکارهای جهانی مبارزه با اعتیاد؛ یک درس بسیار روشن و واضح است.

هنگامی‌که زخم‌های واردشده توسط اعتیاد به آحاد مردم صدمه میزند جنبش‌های مردمی از خاکسترهای این تخریب به وجود می‌آیند که نوید بخش امید برای ریکاوری هستند. این حرکت‌ها یا جنبش‌های مردمی، عموماً ً توسط اشخاصی رهبری می‌شوند که خود تجربه عبور از اعتیاد به سوی ریکاوری را شخصاً ً تجربه کرده‌اند.

از حرکت‌های بین‌المللی AA و NA   تا گروه‌های حمایتی بومی مانند، رابطه سوئدی، وی لیبر فرانسه، کلوپ خودداری لهستان، دانشو کای ژاپن و انجمن پوی هنگ چین، این جنبش‌ها امید و حمایت‌های جامع را برای رهایی از دام اعتیاد به ارمغان آورده‌اند.

امروز این سنت ریکاوری در ایران بسیار پویا، فعال و در حال رشد است. از بدو بسته شدن این نطفه در سال 1998 تحت رهبری آقای حسین دژاکام، کنگره 60 در مرکز این جامعه فعال در تهران و شهرهای دیگر ایران قرار دارد. در کل ایران معتادین قبلی و خانواده‌هایشان متوجه شده‌اند که کارهایی را که به‌تنهایی نمی‌توانستند انجام دهند حال می‌توانند گروهی به نتیجه مطلوب برسند.

انسان‌هایی که زمانی دچار مشکل مواد مخدر بودند، هم اکنون کلید راه حل غلبه بر اعتیاد شده‌اند.

در آخرین کتاب خود، آقای دژاکام فلسفه‌ای که راهنمای رهایی خود از اعتیاد به سوی ریکاوری بوده است را پایه گذاری کرده‌اند و باعث رهایی صدها نفر از دام اعتیاد شده‌اند که برای تقاضای کمک به کنگره 60 روی آورده بودند.

در صفحات این کتاب خوانند کتاب متوجه می‌شود که رهایی از اعتیاد کوشش مداوم برای به دست آوردن تعادل جسمی، احساسی ارتباطی و معنوی است.

14 وادی که در این کتاب بحث می‌شود چهارچوبی برای بازسازی زندگی شخص مصرف کننده و به دست  آوردن این تعادل‌ها را ترسیم می‌کند.

عشق، 14 وادی برای ریکاوری یک پیمان آسمانی است و دیدگاهی نوین را مطرح می‌کند که رهایی فقط کنار گذاشتن مواد مخدر از یک زندگی تغییر نکرده نیست، زیرا کار بسیار بزرگ‌تر و مشکل‌تر از آنچه فکر می‌کرده می‌باشد.

یک تعریف بنیادی از بازنگری و هویت و روابط و طریق زندگی شخص مصرف کننده است.

این کتاب می‌تواند نقشه‌ای را برای به دست آوردن تغییرات اساسی شخصیتی  در اختیار اشخاصی که خواهان رهایی از دام اعتیاد هستند قرار دهد و همچنین می‌تواند مورد کاربرد فعالین حرفه‌ای در این حوزه در کل جهان باشد.

راه‌های متعددی برای دست یابی به ریکاوری از اعتیاد وجود دارند که یکی از همه آن‌ها باعث شادمانی و سرور می‌گردد.

این کتاب گذرگاهی را ترسیم می‌کند که نوید آرامش به مصرف کنندگان و خانواده‌هایشان و جوامعی که زخم خورده اعتیاد هستند را می‌دهد.

سفر از اعتیاد به سوی ریکاوری یا بازیابی سلامت، سفر آسانی نیست.

اما این راه توسط اشخاصی که خود آن را پیموده‌اند نشانه گذاری شده، این کتاب برای 2 دسته از مخاطبین مناسب است.

اول برای آن‌هایی که به دنبال فرار از درد اعتیاد و فرصت ریکاوری هستند، مانند مرهم و امید برای کامل شدن است.

دوم برای خواهان حقیقت که خواستار دستیابی به فهم عمیق‌تر از زندگی و اهداف آن هستند، این کتاب شامل درس‌هایی پر بار و عمیق است که برگرفته شده از تجربیات کسانی است که یک بار تا پای مرگ رفته‌اند.

بگذارید سفر به سوی سلامتی، کامل شدن و اشراق آغاز شود.


موضوعات مرتبط: مهندس دژاكام.................. Mr.Hossein Dezhakam
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

انرژي در تمام ذرات هستي موجود می‌باشد حتي در فضاي خالي از جرم بيني سيارات ، ستارگان ، و كهكشان‌ها.

توان انجام كار را انرژي می‌گوییم. يعني انرژي باعث انجام شدن كارها می‌شود البته ما براي درك عميق‌تر مفهوم انرژي نمي‌توانيم به اين تعريف مقدماتي اكتفا نماييم.

انرژي در تمام ذرات هستي موجود می‌باشد حتي در فضاي خالي از جرم بيني سيارات ، ستارگان ، و كهكشان‌ها. مي‌توان گفت جايي از عالم را نمي‌توان پيدا كرد كه فاقد انرژي باشد.

از اين‌ رو شباهت‌هايي بين انرژي و حس وجود دارد، براي دريافت و ادراك پيام‌ها، نشانه‌ها، (سيگنالها) و همچنين براي ارسال پيام‌ها ما به انرژي نياز داريم. كلامي كه از زبانمان جاري مي‌شود، كاري كه براي خود و ديگران انجام می‌دهیم، مفهوم كارهاي ديگران براي ما و آنچه به نظر مي‌رسد، به انرژی‌ای كه در اختیارداریم بستگي دارد. انرژي هيچ‌گاه از بين نمي‌رود؛ تنها از صورتي به صورت ديگر تبديل مي‌شود كه به اين مفهوم اصل بقاي انرژي گفته مي‌شود. براي انجام هر كار ابتدا به يك حس نيازمنديم وقتي در جهت حس مورد نظر حركت مي‌نماييم. انرژي دروني خود را از صورتي به صورتي ديگر تبديل مي‌نماييم كه البته اين تغييرات در جهان بيرون تأثیر مي‌گذارد. مسير حركت ما، يا راهي كه براي رسيدن به هدف (خواسته) در پيش مي‌گيريم خود حائز اهميت است. با معادل گرفتن حس و نيرو با هم توانستيم از يك رابطه فيزيكي به مفاهيم فوق برسيم.

W=f *d       كار انجام‌شده(انرژي)        كه فرم كامل آن به صورت    w= f.dx  

براي اينكه با اين مفهوم آشنا شويم و بيخودي وحشت نكنيم كاربرد آن را در زندگي خود بررسي مي‌كنيم. چون اكثراً چندان خاطرات خوشي از درس فيزيك نداشته‌ايم ممكن است جبهه بگيريم؛ ولي به شما اطمينان مي‌دهم كه بسيار ساده‌تر از آن است كه تصور مي‌كنيد. شخصي را در نظر بگيريد كه داراي حس حرص و طمع است اين شخص با حرص و طمع شروع به حركت مي‌كند و به مال‌اندوزی و ثروت از راه‌های نادرست مشغول مي‌شود چون حرص و طمع يك حس منفي است، نمي‌تواند منجر به حركت از راه‌های درست و شرافتمندانه شود پس از گذشت چند سال ثروتي انباشته مي‌شود كه نماد و تجلي انرژي در جهان فيزيكي است. اما ماهيت اين ثروت به ماهيت حسي بستگي دارد كه براي فراهم آوردنش به كار گرفته شده است. راه‌هایی كه از آن طريق پول به دست مي‌آيد در واقع مسير حركت مي‌باشد كه در

رابطه w =f * d    ، با d نشان داده شده است.

يك دعواي خياباني كه با حس خشم و نفرت صورت مي‌گيرد و در نهايت باعث تخريب ذهني و جسمي مي‌شود مثال خوبي است اعتماد به نفس و قدرتمند شدن در اثر كتكي كه به مردم مي‌زنيم در واقع ذخيره انرژي در اثر تخريب ديگران است در اينجا خشم و تنفر عقده و بيزاري حس حركت مي‌باشد چگونه درگير شدن و كتك زدن مسير حركت و اعتماد به نفس و قوي شدن و ذخيره شدن انرژي است كه با   w نشان مي‌دهيم.

انرژي هم مانند حس می‌تواند مثبت يا منفي باشد. براي اينكه بتوانيم فرقي بين انرژي و حس قائل شويم از مثال هسته و دانه استفاده مي‌كنيم. البته شايد خيلي كامل نباشد ولي كاچي به از هيچي! هسته را در خاك قرار مي‌دهيم رطوبت جذب مي‌كند كه باعث بيداري آن مي‌شود كه در واقع بيداري حس مي‌باشد. هسته جوانه مي‌زند و از مواد غذایی درون خودش استفاده مي‌كند سپس از خاک  آب نور انرژي مي‌گيرد و با جذب انرژي رشد مي‌كند هر چه قدر بيشتر رشد مي‌كند حس در آن نيرومندتر مي‌شود مي‌توان گفت: انرژي باعث تقويت و يا تضعيف حس مي‌گردد.

برگرفته از جزوه جهان‌بینی 2 آقای امین دژاکام


موضوعات مرتبط: سوژه های ناب...................... Unique Subjects، کارگاه های آموزشی کنگره60.. Group Therapy Sessions، مقاله
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

خبرگزاری تسنیم:حسین دژاکام با انتقاد از عملکرد سراهای محله شهر تهران در مبارزه با اعتیاد، گفت: بعضی از سراهای محله به سختی حاضر به همکاری هستند و این در حالی است که این عدم همکاری، وضعیت درمانی ۹۰ نفر در منطقه ۱ را با مخاطره روبرو کرده است.

اکراه بعضی سراهای محله از خدمات‌رسانی در حوزه پیشگیری از اعتیاد


موضوعات مرتبط: مهندس دژاكام.................. Mr.Hossein Dezhakam
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

وقتی سخن از دوگانگی انسان و فاصله ها در میان است؛هیچ فاصله‌ای نزدیک‌تر از خود و خدا نیست.

برداشتی از سی دی خدمت و خیانت (مهندس)


دوگانگی انسان

اصل انسان دارای قابلیت است؛همان‌گونه که همه مخلوقات خالق؛جماد و نبات و حیوان.

آنچه که انسان را از سایر موجودات متمایز می‌سازد در به فعل در آوردن قابلیت‌هایی است که بالقوه در کل هستی وجود دارد.

قابلیت بالقوه در جماد به فعلیت می‌رسد و در نبات و حیوان نیز همچنین از آنچه به عنوان قابلیت مقرر شده بی کم و کاست به فعل در می‌آورد.در حالی که عموماً انسان بدین گونه عمل نمی‌کند؛دوگانگی وی در همین امر است.

اگر بپذیریم همه چیز در هستی دارای متن است ؛مثل طبیعت؛متن آن قابل خواندن است ومیتوان با میکروسکوپ وتلسکوپ متن‌خوانی نمود.

کتاب انسان نیز دارای متن است؛چیزی در عالم نیست مگر نمونه‌ای از آن که در انسان وجود دارد؛چه کسی می‌تواند متن خودش را از اول تا آخر بخواند؛اول آن را که پیدا نکردیم!و آیا من در آخرین نفس می‌توانم متن خویش را بخوانم؟هرگز!کسی که تفسیر کامل کتاب انسان را خوانده خداوند است.متن وجود انسان چقدر تفسیر دارد؟
بی‌شمار.................؟

اگر با قرائت خودت و بادید غیر الهی بخوانی؛قرائت منحرف داری وانحراف از همین نقطه آغاز می‌شود.اما اگر با قرائت الهی و با چشم الهی خواندی قرائت صحیح را به دست می‌آوری.

در این حالت راه راست پیدا می‌شود.راه راست کجاست؟

راه راست راه شوسه نیست!راه راست خود شمائی؛غیر از این راه؛ راه کج است.

جای پرسش است که اگر راه راست خودم هستم کجا بروم و مقصد کجاست؟

مقصد هم خودت هستی!کدام خود؟

خود الهی؛هر قدر از این خود دور شویم در واقع از روح لطیف آسمانی فاصله گرفته‌ایم؛گرچه وجود روح حیوانی مقدمه‌ای است برای دستیابی به خود واقعی که لاجرم باید بر آن غالب شد و در زمانی که جنبه آسمانی بر او چیره گشت آنگاه هستی در برابرش کرنش می‌کند.

اما اگر جنبه حیوانی بر او غالب گردد؛مرتبه‌اش پایین تر از حیوان و آن می‌کند که نباید.

چنین فردی دروغ می‌گوید؛خیانت می‌کند؛جنایت می‌کند؛و به کرده خود افتخار می‌کند.بسیار روشن است که راه درست و نادرست را تمیز نداده است و حتی آنانی که راه درست را پیشه کرده‌اند را تکفیر می‌کند.

وقتی سخن از دوگانگی انسان و فاصله ها در میان است؛هیچ فاصله‌ای نزدیک‌تر از خود و خدا نیست وهیچ فاصله‌ای دورتر از خود و خدا نیست.دورترین و نزدیک‌ترین فاصله است.آیا تناقض است؟

به هیچ‌وجه... مادامی که خود نفسانی را می‌بینی دیگر خدا را نمی‌بینی.وقتی خدا را دیدی دیگر خود نفسانی محو می‌شود.

یک خود بعد می‌آورد و یک خود قرب می‌آورد.

خیانت بعد و دوری به همراه دارد و خدمت به هستی به ویژه به همنوع قرب و نزدیکی را به ارمغان خواهد داشت.

نتیجتاً انسان باید متن وجود خود را با دید الهی که منشأ آن قوانین الهی است قرائت کند.

 


موضوعات مرتبط: مقاله، اخبار کنگره
[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

عشق همانگونه که برای انسان سازنده است و می تواند او را به زندگی امیدوار کرده و در او انگیزه ایجاد کند

 " به نام نامی اولین عاشق که اوست"

 

 


موضوعات مرتبط: کارگاه های آموزشی کنگره60.. Group Therapy Sessions، اخبار کنگره
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

به اندازه آدم‌های روی زمین دلیل برای کشیدن و نکشیدن سیگار است. هر کس خواست به درمان می‌رسد و هر که نخواست به درمان نخواهد رسید

پاسخ مهندس به سوالات مسافران سیگار ( ویلیام وایت )


موضوعات مرتبط: مهندس دژاكام.................. Mr.Hossein Dezhakam، کارگاه های آموزشی کنگره60.. Group Therapy Sessions، اخبار کنگره
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند .

آن گاه که روشنايي آبستن تاريکی بود ، اهريمن از فرمان سرپيچی کرد ، گويي نقطه ای سياه و تاريک از دل روشنايي ها زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنايي ها آغاز کرد تا ظلمت و تاريکی را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در مقابل قدرت مطلق ، به اثبات برساند.

اهريمن ، ياران و نيروهايي را در لامکان گرد آورد و گفت : به انسان يک ويژه گی داده شده که ما فاقد آن هستيم و ما برای اثبات شايستگی و برتری خود بايستی انسان را از طريق الهام و القاء ، از سير صعوديش منحرف نماييم. ما فقط از طريق الهام و القاء می توانيم او را به طرف ضد ارزش ها سوق دهيم ، به عبارت ديگر ، از او دعوت کنيم. ما اجازه اقدام ديگری را نداريم چون اختيار انسان محترم شمرده شده است.

مطمئن باشيد که انسان های زيادی به جرگه ما خواهند پيوست ، زيرا انسان موجودی است با دو ويژگی ، خوبی و بدی ، آن ها موجوداتی حريص ، زيان کار ، نا سپاس و پنهان کننده خدای خود هستند ، مگر اندکی از آن ها که عمل صالح انجام می دهند و ديگران را به صبر و محبت توصيه می کنند.

  از آن جاييکه قلمرو جهان مادی و جسم خاکـی يا مادی به انسان ها داده شده ، لذا کليدی ترين موضوع ، ماده و ماديات است . توجه داشته باشيد به انسان هشداری هم بدين مضمون داده شده است .

اگر بر ماديات سوار باشی ، نيمی از قدرت اهريمن را شکست داده ای ، اما اگر ماديات بر تو سوار باشد ، بدان که صد در صد تو را شکست می دهد .

از اسب پياده شدن ، همانقدر مهم است که بخواهی سوار شوی .

اهريمن اين گونه ادامه داد : انسان ها با قوانينی بسيار مستحکم که از طرف قدرت مطلق اعلام گرديده در حال زيستن و فراگيری هستند ، نابودی اين قوانين امکان پذير نيست ، ولی تحريف و مخدوش کردن آن ها ميسر است. تعادل قانون است ، ولی افراط و تفريط خواست ما .

يورش آغاز گرديد ، بازار دروغ ، کينه ، دشمنی ، خيانت ، حسادت ، ترس و اضطراب رواج يافت . خور و خواب ، توليد مثل و لذت جويي ، مال اندوزی ، تصاحب سرزمين های مختلف ، حکم فرمايي ، جنگ و خون ريزی توسط بشر بالا گرفت ، گويـــي درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نيروهای اهريمنی بسته شد و قدرت در جسميت تحت فرمان نيروهای مخرب قرار گرفت و برای اين که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسايل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهيا کردند .

 

در اين شرايط ، الهامات خير و مثبت ، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان ، بسيار در درد و رنج بودند . هرکس توان مالی و انديشه بسيار داشت می توانست بماند و در نبود اين ها شکست حتمی بود. جدال برای بدست آوردن بود ، برای نگهداری چندان نيرو به خرج نمی دادند. طوری بود که گويي اهريمن ها در قلمرو الله شورش نموده اند.

در اين وضعيت ، انگشت اهريمن به طرف خطرناک ترين و مهلک ترين موضوع نشانه رفت و تير زهراگين خود را که مربوط به جادوی هفت رنگ بود ، رها نمود و جادوی هفت رنگ چيزی نبود به جزء خمر ، از آن ميان گلی زيبا و وحشی را به نام خشخاش که يکی از مفيدترين و شفا بخش ترين و مهمترين گياه دارويي بود ، مطرح نمود و گفت :

اگر اين گياه در دست حکيم حاذق باشد ، حيات است ، شفاست ، زندگی است و اگر به دست مردم عادی باشد زهريست شيرين و به ظاهر گوارا . آن را ميان مردان ، زنان ، پيران ،جوانان نيرومند و سالم ، به بهانه سرخوشی و رسيدن سريع به خواسته هايشان هديه کنيد و دعوت به استفاده نماييد تا جنگ آور ترين و متفکرترين و زيباترين انسان ها را تبديل به بدبخت ترين و ترسوترين و زشت ترين انسان ها نمايد.

فرمان اهريمن اجرا شد و در طی هزاران سال انواع خمر گسترش يافت و ترياک ، حشيش ، کوکايين و الکل جای خود را باز کرد و مردان و زنان و پيران بسياری را به اعماق تاريکی سپرد .

در اين شرايط اهريمن لبخندی زد و گفت :

مرحله دوم خمر را اجرا کنيد.

ناگاه از ميان متخصصين دانشمند ، يک متخصص با کمال نادانی گفت : من از عصاره ترياک ماده ای را کشف کرده ام که برای درمان اعتياد به ترياک مفيد است و جاهل های ديگر باور کردند و هرويين پا به عرصه حيات گذاشت که دهها بار مخرب تر از ترياک و هر نوع اعتياد بود.

باز اهريمن لبخندی زد و گفت مرحله سوم :

آن گاه دانايان نادان انواع و اقسام قرص ها و مواد شيميايي از جمله کرک و شيشه را به جوامع سرازير کردند که صدها بار مخرب تر از ترياک و هرويين بود و ديگر نيازی به زمين کشاورزی نبود . زیرا در هر خانه ای و خيلی سريع قابل ساخت يا توليد است .

حال ای عزيز ، اگر اين موضوع را واقعيت مسلم بگيريم ، باز هم حقيقت جای ديگر و چيز ديگر و هدف ديگر است. زيرا خداوند حکيم و توانا است و خود تدبير می کند و او وجود نيروهای تخريبی و انسان های پليد و اهريمنی را برای وجود هستی به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته تا انسان به درجه ای از فهم برسد و با استفاده از عقل سليم  به جايگاهی برسد تا بداند کدام کار درست و کدام غلط است و توان اجرای عمل سالم را نيز داشته باشد.

 بنابراين برای خروج از ظلمت و اين جهنم ما هيچ راهی نداريم ، مگر اين که به ريسمان الهی چنگ بزنيم و اصل ريسمان الهی محترم شماردن و اجرای فرامين و قوانين اوست و اين قوانين به گونه ای است که از بدوی ترين تا متمدن ترين و از بی دين ترين تا دين دار ترين مردمان ، همه و همه قبول دارند. چون کاملاً پسنديده و عقلانی است .

قوانين چه می گويند ؟

می گويند : دروغ نگو ، دزدی مکن ، خودبين مباش ، ربا نخور ، گمان بد مبر ، رشوه نخور ، عيب جو نباش ، کم فروشی نکن ، ترشروی مباش ، فساد نکن ، مواد مخدر مصرف نکن ، پيمان شکن مباش ، خيانت نکن ، عدالت خواه باش ، حق را نا حق نکن ، مهربان باش ، به درماندگان کمک کن ، تفکر کن و تعقل کن .

حال اگر هر فردی در هر دين و مذهبی ، تمام مراسم عبادی و ظاهری دين خود را به جا آورد ، ولی قوانين ذکر شده را محترم نشمارد و اجرا نکند ، بی دين ترين فرد و از پيروان اهريمن خواهد بود .

بنابراين اجرای قوانين توسط انسان شرايطی را برای او به وجود می آورد تا دربهترين حالت ، به زيستن ادامه دهد .

و اما ما تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته ايم که تمامی آن ها بر گرفته از قوانين می باشند و قادر هستند ما را از ظلمت خارج نمايند تا به طرف نور حرکت کنيم .

وادی اول : با تفکر ساختارها آغاز می گردد ...........و وادی دهم : صفت گذشته در انسان صادق نيست ................ درهمين وادی ، يعنی وادی دهم فرا گرفتيم برای تغيير صفت گذشته تنها يک راه وجود دارد و آن هم تهذيب اخلاق و يا پالايش به مفهوم تزکيه می باشد. برای انجام اين مهم ، تفکر سالم ، ايمان سالم ، عمل سالم ، حس سالم ، عقل سالم و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفيد لازم است که به آرامی همه اين موارد را در طول زمان فرا می گيريم .

در وادی يازدهم ، چشمه های جوشان و رودهای خروشان ، همه به بحر و اقيانوس می رسند ، مطرح می گردد.

 چنانکه وادی های گذشته و موارد فوق الذکر را به انجام رسانده باشيم و يا به انجام برسانيم ، قطعاً تبديل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گرديم و باز هم با اين شرايط اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و يا هم اکنون نيمه پر باشد ، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکيه لازم ، پر خواهد شد.

اکنون برای اين که شرايط و دليل چشمه جوشان شدن انسان را مطرح نماييم ، چشمه های جوشان طبيعت را الگو قرار می دهيم و بررسی می کنيم.

يک چشمه جوشان پس از اين که موقعيت جغرافيايي آن مهيا شد ، بايستی دو ويژگی داشته باشد .

 -1منابع آب ذخيره شده

  -2اختلاف ارتفاع يا اختلاف پتانسيل منابع آبی با دهانه خروجی چشمه ، به منظور ايجاد و يا تامين فشار و يا تامين انرژی لازم برای جوشش همراه با فشار آّب از دهانه چشمه.

 

بنابراين انسان هم برای اين که تبديل به چشمه جوشان گردد ، همانند چشمه آب نياز به دو ويژگی دارد.

 -1منابع اطلاعاتی صحيح در مسير دانايي

  -2اختلاف پتانسيل درونی و بيرونی برای کسب انرژی

در مورد منابع اطلاعاتی صحيح برای رسيدن به دانايي ، تاکنون به قدر کفايت بحث کرده ايم خصوصاً در جزوه يک و دو جهان بينی ، اما در مورد اختلاف پتانسيل برای کسب انرژی ، کمی توضيح لازم است.

انرژی پتانسيل ، مربوط به اختلاف ارتفاع است ، اگر ما سنگی را از سطح زمين بالا ببريم ، در آن انرژی ذخيره می شود ، اگر آن را رها کنيم شديداً به زمين برخورد می کند و انرژی آن تخليه میشود.

به همين دليل منابع آب را در ارتفاع قرار می دهند ، چون انرژی پتانسيل فراهم می شود و آب با فشار از لوله ها خارج می گردد. به اين انرژی ، انرژی پتانسيل مي گويند.

به هر حال برای انسان هم می توان اين انرژی پتانسيل را به گونه ای ديگر توصيف کرد ، چون شديداً به آن نياز داريم. اگر انسان از نظر درونی و بيرونی جايگاه خود را به طرف ارزش ها تغيير بدهد و صعود کند ، در او ايجاد انرژی می نمايد که بستگی به تغيير جايگاه دارد. مثل فرد ديپلم که دانشگاه قبول می شود و يا فردی در مسابقات قهرمان می شود و يا کودکی صاحب دوچرخه میشود و يا معتادی که به درمان می رسد.

اين موضوع يکی از شاهکارهای کسب انرژی برای انسان است که بلافاصله پاداش خود را از کارهای خوب می گيرد و يا برای نمونه فردی که روزانه 5 گرم مواد مصرف می کند ، موقعی که با يک گرم کاهش ، به مصرف 4 گرم در روز می رسد ، به اندازه 1 گرم کاهش ، در او ايجاد انرژی پتانسيل می شود و اين انرژی باعث قدرت و اعتماد به نفس زيادی می گردد ، ولی پس از گذشت 21 روز ، انرژی ذخيره شده تمام می شود و بايستی کاهش ديگری انجام پذيرد. مثلاً به 3 گرم برسد تا دوباره تامين انرژی گردد ولی اگر برگشت کند و به سراغ 5 گرم اوليه برود ، اختلاف پتانسيل را از بين برده و باعث غم و اندوه و عدم اعتماد به نفس می گردد و يا فردی در کنگره يا در يک سيستم ، فردی عادی است ، موقعی که يک مسئوليت کوچک به او داده شود ، بلافاصله جايگاه او از حالت سکون تغيير می کند که باعث ايجاد اختلاف پتانسيل در جايگاه درونی و بيرونی او می گردد و اين موضوع از مسئوليت های کوچک تا مراتب خيلی بالا ادامه دارد . برای همين است که در کنگره می گويند هرکس خدمت کند حالش خوب میشود.

خدمت داوطلبانه يعنی تغيير جايگاه ، حتی اگر جارو کردن و شستن زمين باشد ، چون ديگران برای او ارزش قائل می شوند ، زيرا او داوطلبانه خدمت می کند.

بنابراين برای چشمه جوشان شدن بايستی مرتباً با حرکت های سالم ، ايجاد اختلاف پتانسيل نمود تا انرژی لازم برای ادامه ، مهيا گردد.

همانطوری که گفته شد انرژی پتانسيل در انسان در اثر تغيير جايگاه و يا به زبان فيزيک ، تغيير ارتفاع به وجود می آورد ، اگر اين تغيير جايگاه به طرف ارزش ها و يا بالا باشد باعث صعود میگردد و انرژی پتانسيل مثبت را به وجود می آورد که در انسان باعث ايجاد لذت و کسب آرامش می گردد. و اگر به طرف ضد ارزش ها و يا پايين باشد ، مثل مصرف مواد مخدر ، دزدی ، رشوه خواری ، خراب کردن حال ديگران .......... باز هم برای فرد در اثر ايجاد اختلاف ارتفاع به طرف پايين و يا تغيير جايگاه انرژی پتانسيل ، البته از نوع منفی مهيا می گردد که باعث ايجاد لذت می گردد  که معمولاً با دلهره همراه است. اگر چه اين انرژی را انرژی منفی اطلاق کرديم ، ولی به هر حال انرژی ، انرژی میباشد. چون در نهايت اين انرژی باعث تخريب خود فرد میگردد ، آن را انرژی منفی ناميده ايم. مانند نارنجکی که اول پوسته خودش را قطعه قطعه می نمايد و بعد ديگران را ، و در نتيجه انرژی منفی در دراز مدت شخص را به باتلاق و يا گنداب هدايت می کند.

انرژی منفی معمولاً از طريق تخريب خود و يا ديگران و يا به عبارتی از طريق سرقت به وجود می آيد. مثل کسی که حق و يا حقوق و يا اموال و يا حال ديگران را سرقت نمايد و يا انرژی ذخيره شده خود را از قبيل مصرف مواد مخدر و يا نااميدی و ناله کردن ، زدوبند ، سرقت ، ربا خواری ، رشوه خواری ، و يا فردی که با گرفتن و يا خراب کردن حال ديگران کسب انرژی مینمايد.

بنبراين هرکس ، با تدبير و يا بدون تدبير ، با عقل و يا بدون عقل ، با عشق و يا بدون عشق ، با ايمان و يا بدون ايمان ، با تفکر و يا بدون تفکر ، با حس درون و يا با حس بيرون ، هر چند کوچک ، گويی مانند چشمه آب عمل می کند . که اين موضوع مربوط به مراتب و خواسته های نفس شخص می باشد . يکی چشمه ای خشک و خنثی ، يکی چشمه ای با آب زلال و يکی چشمه ای با آب گنديده و ديگری چشمه ای با آب زهراگين.

بنابراين خلقت ، وجود نيروی منفی و ظلمت را برای ايجاد انرژی پتانسيل به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته و هر کس و يا هر نفس ، خود اختيار کامل دارد تا انتخاب کند ، زشتی را ، زيبايی را ، بدی را ، نيکی را ، کژی را يا راستی را ، حقارت را يا سرفرازی را ، ترس را يا شجاعت را ، عشق را يا نفرت را ، در نهايت دوزخ را يا فردوس را ، بنابراين گويی قانون اصلی خلقت به زبان بی زبانی چنين بيان می کند:

کسانی که آنچه دريافت نموده اند ، چه مادی و چه معنوی ، هميشه در حال بازپرداخت آن هستند ، حداقل زکات آن ، هميشه مانند چشمه ای زلال و سرشار از انرژی و شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دريافت می نمايند در عوض هيچ گونه پرداختی ندارند و همه چيز را برای خود و يا خانواده خود می خواهند ، گويی تبديل به شوره زار يا کوير می شوند که هيچ گونه روئيدنی در آن نمی رويد و هميشه در گرمای کوير منتظر طوفان های شن می باشند ، چون گياهی نکاشته اند که از طوفان شن جلو گيری نمايد.

همانگونه که چشمه ها منابع آبی بسيار متفاوتی دارند ، انسان ها هم دقيقاً دارای مراتب دانايي گوناگونی هستند و ما بايستی با دريافت دانش و آگاهی لازم و پيروی از قوانين مرتباً منابع ذخيره شده درون خود را زياد و با حرکت ها و جهش ها ی لازم ايجاد انرژی نماييم تا تبديل به چشمه جوشان گرديم.

حال برمی گرديم به رود خروشان

همانگونه که چشمه ثابت است ولی منابع آبی چشمه بايستی جاری گردد و پس از طی مسافت های زياد و عبور از مناطق صعب العبور مثل کوهها ، دره ها ، صحراها و  بيابان ها و شکافتن آن ها ، خود را به بحر و اقيانوس برساند ، و اگر چشمه قدرت جوشش لازم را نداشته باشد ، رود آن پس از طی مسافتی بدون قدرت لازم و پشتوانه می گردد و به يک باتلاق منتهی می گردد ، انسان هم به همين گونه است .

 منابع اطلاعاتی را مرتباً بايستی دريافت کند و هيچ گاه دريافت نبايستی متوقف گردد و با ايجاد حرکت های آرام ، جهش های لازم برای کسب انرژی به وجود آورد تا در مسير زندگی بهتر يعنی همان صراط مستقيم حرکت نمايد .

 جسم انسان هم مانند چشمه ثابت است ، اما انديشه و روح و روان و آنچه او به وجود می آورد و يا از خود اثر می گذارد ، دائماً در حرکت و پرواز می باشد.

رود خروشان می داند که بستر او يا مسير حرکت او هموار نيست و موانع عظيمی در سر راه او قرار دارد ، ولی او پروايي در سر ندارد ، با تلاش از کوه ها و دره های مخوف عبور می کند و تمامی سنگ ها و يا قلوه سنگ ها را کنار می زند و يا دور می زند و به سير خود ادامه می دهد . انسان هم بايستی بداند که هرگز مسير او هموار نيست ، چيزی که مهم است ، خواست و تفکر سالم اوست  و با اين خواست و تفکر سالم خود بايستی بداند که با حرکت سالم ، اگر چشمه وجودی او خالی و يا نيمه پر باشد ، با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت پر خواهد شد و به مسير خود ادامه خواهد داد و زيستن را محترم خواهد شمرد.

انسان هايي که يک زندگی يکنواخت را تکرار می کنند و هر روزشان مانند روز قبل است و هيچ گونه جهشی را انجام نمیدهند و هيچ توليد و اثری را از خود باقی نمی گذارند و هيچ آموزشی را دنبال نمی کنند ، در حقيقت انرژی لازم را به دست نمی آورند ، به عبارتی اين جهش هاست و اثر گذاری هاست که انسان را سرشار از انرژی می نمايد


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: شعبه ارتش, درمان اعتیاد
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

اولین جلسه کارگاهای اموزشی کنگره 60 در شعبه جدید ارتش برگذار شد

209IMG_5060.jpg778IMG_5055.jpg613IMG_5064.jpg


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: شعیه ارتش
[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

میدان ارتش به سمت خیابان فرمانیه روبروی رستوران اقدسیه پلاک 9 طبقه همکف


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: شعبه ارتش
[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

از روز شنبه مورخ 22/4/93 جلسات شعبه جمشیدیه در سالن جدید برگذار می شود

603IMG_4982.jpg

 

662IMG_4990.jpg


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: شعبه ارتش
[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

306IMG_4945.jpg854IMG_4946.jpg501IMG_4980.jpg


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: شعبه ارتش
[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]
بر اساس اعلام ایجنت محترم نمایندگی ارتش و با توجه به تغییر مکان از پارک جمشیدیه به میدان ارتش؛ نام نمایندگی جمشیدیه به نمایندگی ارتش تغییر کرده است و مسافران، همسفران و تازه واردین می توانند برای دریافت آدرس جدید به قسمت آدرس شعب سایت مراجعه نمایند.


موضوعات مرتبط: اخبار کنگره
برچسب‌ها: نمایندگی, کنگره, شعبه ارتش, جمشیدیه
[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ ] [ حسین خانمحمدی ]

کنگره در این ماه شام مجانی برای کلیه اعضاء و یا هرکس که به کنگره بیاید سرو می‌شود و جالب است که کلیه آشپزها خود افراد کنگره می‌باشند و ...

نامه مهندس به ویلیام وایت؛ افطاری

1393/04/07

بیل عزیز

امیدوارم خوب باشید، من خوب هستم.

امیدوارم سفر شما به‌خوبی انجام شده باشد، بیل عزیز هر مسافری که آغاز سفر می‌کند، مسافر دیگری به مقصد می‌رسد و هر کودکی که به جهان می‌آید شخص دیگری از جهان می‌رود و هر کتابی که بسته می‌شود کتاب دیگری گشوده می‌گردد و این قانون زندگی است، امیدوارم تلخی رفتن خواهر ریتا کم شده باشد و کام شما با مسائل دیگر در زندگی شیرین گردد.

بیل عزیز، خوشحالم و تبریک می‌گویم که کتاب «ذبح اژدها» به چاپ رسید و این جای بسیار خوشحالی و افتخار است برای من که دوستم چنین کتاب عظیم و مهمی را به نگارش درآورده است که همیشه جاودانه باقی خواهد ماند.

دوست خوبم، همین طور که می‌دانید، رمضان آغاز گردیده است و امروز سومین روز از رمضان است و من مشغول پخت غذا برای شام هستم و حتماً نیک می‌دانید که در کلیه شعب کنگره در این ماه شام مجانی برای کلیه اعضاء و یا هرکس که به کنگره بیاید سرو می‌شود و جالب است که کلیه آشپزها خود افراد کنگره می‌باشند و من از احسان خواهم خواست تا عکس‌های مختلفی را از کلیه شعب را برایتان ارسال نماید. از اینکه در این ماه مکاتبات من کم می‌شود، عذرخواهی می‌کنم.

همیشه سربلند باشید

دوست و برادر همیشگی در زمین و آسمان‌ها

حسین


موضوعات مرتبط: مهندس دژاكام.................. Mr.Hossein Dezhakam، اخبار کنگره
[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]

تهران- ایرنا- بیست و ششم ژوئن روز جهانی مبارزه با مواد مخدر و قاچاق غیر قانونی آن است، بهانه ای ارزشمند برای اندیشیدن درباره ی اعتیاد به مخدرها که سلامتی، سعادت و زندگی افراد را به ورطه ی نابودی می کشاند و جز تباهی و مرگ برای مصرف کنندگان ارمغان دیگری ندارد.

امید به رهایی از سودای سوداگران


موضوعات مرتبط: مهندس دژاكام.................. Mr.Hossein Dezhakam، اخبار کنگره
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ ] [ علیرضا باقریان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کنگره 60 به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد .
سعید نمکی ، یکی از اعضای کنگره 60 می باشد که با راهنمایی آقای رضا ترابخانی به رهایی رسید . .
این وبلاگ منعکس کننده فعالیت های این لژیون می باشد .
اگر شما مصرف کننده مواد مخدر هستید و خواهان رهایی , مطمئن باشید می توانید به رهایی و درمان قطعی برسید , برای همیشه
امکانات وب
سایت های مرتبط
وبلاگ نویسان کنگره 60
تربیت بدنی کنگره 60
خرید پستی نشریات کنگره 60